«fluent» دقیقاً یعنی چه؟
توانایی صحبتکردن یا نوشتن روان و پیوسته، بدون مکثهای آزاردهنده. روان بودن الزاماً به معنی بیاشتباه بودن نیست.
Able to speak or write smoothly and easily in a language.
تلفظ آمریکایی و بریتانیایی
آغاز واژه مانند blue با f و پایان آن کوتاه است: FLU-ent.
یکی از لهجهها را انتخاب کن، یکبار گوش بده، سه بار آهسته تکرار کن و بار چهارم واژه را داخل یک جمله بگو.
کارت آماده ذخیره و اشتراکگذاری
این تصویر از اطلاعات همین مدخل ساخته میشود و واژه، دو تلفظ، معنی، مثال و نشان یوز را دارد. برای هر واژه یک آدرس تصویری مستقل ایجاد میشود.
کاربرد در جمله
She is fluent in Persian and English.
او به فارسی و انگلیسی روان صحبت میکند.You can become more fluent by speaking every day.
با صحبت روزانه میتوانی روانتر شوی.He speaks fluently, even when the topic is difficult.
حتی وقتی موضوع دشوار است روان صحبت میکند.واژههایی که معمولاً کنارش میآیند
ترکیب را یکجا یاد بگیر. ذهن در زمان صحبتکردن عبارت کامل را سریعتر از واژههای جدا بازیابی میکند.
مرز معنی را بشناس
ساخت درست be fluent in + language است: She is fluent in English.
این دام را رد کن
نگو fluent at English؛ حرف اضافه رایج برای زبان in است.
معنی اصلی «fluent» چیست؟
یک گزینه را انتخاب کن؛ نتیجه همان لحظه نمایش داده میشود.
سه تمرین برای ماندن واژه در حافظه
فقط دوباره نخوان؛ پاسخ را از حافظه بیرون بکش. نتیجه تمرین روی همین دستگاه ذخیره میشود.
واژه را به معنی وصل کن
یک واژه و سپس معنی آن را انتخاب کن.
روان
واژه انگلیسی را بدون نگاهکردن بنویس.
