«debug» دقیقاً یعنی چه؟
فرایند پیداکردن علت رفتار اشتباه نرمافزار و برطرفکردن آن. اشکالزدایی خوب با تکرار مشکل، خواندن پیام خطا و آزمایش فرضیهها انجام میشود.
To find, understand, and fix errors in a computer program.
تلفظ آمریکایی و بریتانیایی
پیشوند de با صدای کشیده «دی» و تکیه اصلی روی bug است.
یکی از لهجهها را انتخاب کن، یکبار گوش بده، سه بار آهسته تکرار کن و بار چهارم واژه را داخل یک جمله بگو.
کارت آماده ذخیره و اشتراکگذاری
این تصویر از اطلاعات همین مدخل ساخته میشود و واژه، دو تلفظ، معنی، مثال و نشان یوز را دارد. برای هر واژه یک آدرس تصویری مستقل ایجاد میشود.
کاربرد در جمله
I used the browser tools to debug the form.
برای اشکالزدایی فرم از ابزارهای مرورگر استفاده کردم.First reproduce the problem, then debug it.
اول مشکل را دوباره ایجاد کن، سپس آن را اشکالزدایی کن.She is debugging the app on a real phone.
او در حال اشکالزدایی اپ روی یک گوشی واقعی است.واژههایی که معمولاً کنارش میآیند
ترکیب را یکجا یاد بگیر. ذهن در زمان صحبتکردن عبارت کامل را سریعتر از واژههای جدا بازیابی میکند.
مرز معنی را بشناس
گذشته و شکل سوم آن debugged و حالت ing آن debugging است؛ حرف g در این شکلها دو برابر میشود.
این دام را رد کن
debug فقط حذف پیام خطا نیست؛ باید علت اصلی رفتار اشتباه پیدا شود.
معنی اصلی «debug» چیست؟
یک گزینه را انتخاب کن؛ نتیجه همان لحظه نمایش داده میشود.
سه تمرین برای ماندن واژه در حافظه
فقط دوباره نخوان؛ پاسخ را از حافظه بیرون بکش. نتیجه تمرین روی همین دستگاه ذخیره میشود.
واژه را به معنی وصل کن
یک واژه و سپس معنی آن را انتخاب کن.
اشکالزداییکردن
واژه انگلیسی را بدون نگاهکردن بنویس.
