</>
پیشگامان خلاقیادگیری کاربردی
معنی و کاربرد در انگلیسی

debug

US /ˌdiːˈbʌɡ/UK /ˌdiːˈbʌɡ/
فعلاشکال‌زدایی‌کردن، پیدا و رفع‌کردن خطای برنامه

فرایند پیداکردن علت رفتار اشتباه نرم‌افزار و برطرف‌کردن آن. اشکال‌زدایی خوب با تکرار مشکل، خواندن پیام خطا و آزمایش فرضیه‌ها انجام می‌شود.

سطح B1فناوری روزمرهمثال واقعی و تمرین
01

«debug» دقیقاً یعنی چه؟

فرایند پیداکردن علت رفتار اشتباه نرم‌افزار و برطرف‌کردن آن. اشکال‌زدایی خوب با تکرار مشکل، خواندن پیام خطا و آزمایش فرضیه‌ها انجام می‌شود.

English definition

To find, understand, and fix errors in a computer program.

02

تلفظ آمریکایی و بریتانیایی

US · American/ˌdiːˈbʌɡ/
UK · British/ˌdiːˈbʌɡ/

پیشوند de با صدای کشیده «دی» و تکیه اصلی روی bug است.

تمرین ۲۰ ثانیه‌ای

یکی از لهجه‌ها را انتخاب کن، یک‌بار گوش بده، سه بار آهسته تکرار کن و بار چهارم واژه را داخل یک جمله بگو.

کارت آماده ذخیره و اشتراک‌گذاری

این تصویر از اطلاعات همین مدخل ساخته می‌شود و واژه، دو تلفظ، معنی، مثال و نشان یوز را دارد. برای هر واژه یک آدرس تصویری مستقل ایجاد می‌شود.

دانلود کارت تصویری
کارت تصویری معنی، تلفظ و مثال debug با نشان یوز
تصویر اختصاصی debug برای یادگیری و Google Images
03

کاربرد در جمله

1

I used the browser tools to debug the form.

برای اشکال‌زدایی فرم از ابزارهای مرورگر استفاده کردم.
2

First reproduce the problem, then debug it.

اول مشکل را دوباره ایجاد کن، سپس آن را اشکال‌زدایی کن.
3

She is debugging the app on a real phone.

او در حال اشکال‌زدایی اپ روی یک گوشی واقعی است.
04

واژه‌هایی که معمولاً کنارش می‌آیند

debug a programاشکال‌زدایی برنامه
debugging toolابزار اشکال‌زدایی
debug modeحالت دیباگ

ترکیب را یک‌جا یاد بگیر. ذهن در زمان صحبت‌کردن عبارت کامل را سریع‌تر از واژه‌های جدا بازیابی می‌کند.

نکته کاربردی

مرز معنی را بشناس

گذشته و شکل سوم آن debugged و حالت ing آن debugging است؛ حرف g در این شکل‌ها دو برابر می‌شود.

اشتباه رایج

این دام را رد کن

debug فقط حذف پیام خطا نیست؛ باید علت اصلی رفتار اشتباه پیدا شود.

آزمون ۳۰ ثانیه‌ای

معنی اصلی «debug» چیست؟

یک گزینه را انتخاب کن؛ نتیجه همان لحظه نمایش داده می‌شود.

سه تمرین برای ماندن واژه در حافظه

فقط دوباره نخوان؛ پاسخ را از حافظه بیرون بکش. نتیجه تمرین روی همین دستگاه ذخیره می‌شود.

فلش‌کارت

بازی تطبیق

واژه را به معنی وصل کن

یک واژه و سپس معنی آن را انتخاب کن.

تایپ از حافظه

اشکال‌زدایی‌کردن

واژه انگلیسی را بدون نگاه‌کردن بنویس.

پرسش‌های کوتاه

دو نکته برای جمع‌بندی

معنی اصلی debug چیست؟

اشکال‌زدایی‌کردن، پیدا و رفع‌کردن خطای برنامه. فرایند پیداکردن علت رفتار اشتباه نرم‌افزار و برطرف‌کردن آن. اشکال‌زدایی خوب با تکرار مشکل، خواندن پیام خطا و آزمایش فرضیه‌ها انجام می‌شود.

چطور این واژه را واقعاً به خاطر بسپارم؟

یکی از مثال‌های بالا را با اطلاعات زندگی خودت بازنویسی کن، با صدای بلند بگو و فردا بدون نگاه‌کردن دوباره بساز.